شکست استارتاپ ها

مهم ترین دلایل شکست استارتاپ ها در جهان!

تمام کارآفرینان باید با این حقیقت کنار بیایند که احتمال شکست استارتاپ ها در هر مرحله ای وجود دارد.

بیش از ۵۱ درصد از کسب و کارها در پنج سال اول خود شکست خواهند خورد. ۲۵ تا ۳۰ درصد از شرکت های دارای سرمایه گذار نیز با شکست مواجه خواهند شد. اگر می خواهید وارد فضای کارآفرینی شوید باید قبول کنید هر سرمایه گذاری در این فضا خطرناک است و امکان شکست استارتاپ ها وجود دارد.

چگونه می توان خطر شکست در استارتاپ را کاهش داد؟

بهترین راه برای کاهش ریسک شکست استارتاپ ها استفاده از تجربیات شکست سایر افراد در فضای کارآفرینی است. اگر احساس میکنید سال های طلایی عمرتان را پشت سر گذاشته اید و برای شروع کسب و کار خودتان دیر است باید بدانید که براساس آمارهای جهانی بهترین سن برای آغاز کسب و کار از ۳۵ سالگی است. زمان و کسب تجربه های بسیاری لازم است تا یاد بگیرید چگونه یک شرکت موفق راه اندازی کنید.

چرا استارتاپ ها شکست میخورند؟

با نوین تک همراه باشید تا در این پست ۲۰ دلیل عمده شکست استارتاپ ها در جهان بررسی کنیم. ممکن است بعضی از موارد این لیست شما را شگفت زده کند و به ظاهر بی اهمیت برسد. اما همین دلایل به ظاهر بی اهمیت موجب شکست دیگران شده است. با درک این موضوع، شما می توانید به بررسی و اعتبارسنجی کسب و کار و ایده خود بپردازید و اطمینان حاصل کنید که در مسیر نادرست قدم برنمیدارید.

عموم استارتاپ های بررسی شده چندین دلیل از این لیست را به عنوان عامل شکست خود بیان میدارند. بنابراین درصد های بیان شده براساس تعداد تیم های بررسی شده در این تحقیق محاسبه شده است.

عدم نیاز بازار ۴۲%

اولین و مهم ترین دلیل شکست استارتاپ ها عدم نیاز بازار است.
شما باید توجه داشته باشید که آیا محصول و خدمتی که قصد ارائه آن را دارید در واقع مشتری دارد یا خیر؟
آیا کسی تمایل دارد برای دریافت خدمت و محصول شما هزینه کند یا خیر؟
آیاتوانسته اید بدون درنظرگرفتن علاقه شخصی خود مشکل درستی را پیدا کنید که نیاز به راه حل بهتر دارد یا خیر؟
استارتاپ زمانی شروع به شکست میکند که نتواند مشکلی را از بازار حل کند. شما باید بتوانید مشکل بزرگی را با به کار بردن راه حلی مقیاس پذیر حل کنید.

مشکلات مالی ۲۹%

پول و زمان شما در یک استارتاپ محدود هستند.
شما باید برای مخارج خود برنامه ریزی داشته باشید. اینکه چگونه منابع مالی در دسترس خود را هزینه کنید سوال بزرگی است که خودتان باید به آن پاسخ بدهید.
صرف هزینه زیاد برای پوشش دادن دیگر مشکلات ریشه ای استارتاپ مانند ناتوانی در رقابت با محصولات بهتر از مهم ترین دلایل اتمام بودجه استارتاپ ها است.

انتخاب نادرست اعضا ۲۳%

تیمی مشتکل از افرادی با مجموعه مهارت های مختلف عاملی مهم برای موفقیت یک استارتاپ است.
تیم مؤسس باید به تنهایی بتواند MVP را بسازد. اگر تیم مؤسس نمیتواند محصول خود را با مقدار کمی کمک خارجی به بازار ارائه دهد نباید راه اندازی شود.

ناتوانی در رقابت ۱۹%

علیرغم این که شرکتهای مبتدی باید به رقابت توجه نکنند، واقعیت این است که وقتی ایده ای ناب به بازار ارائه شود، افراد زیادی ایده شما را کپی میکنند. شما باید بتوانید با رقبای احتمالی خود در آینده رقابت کنید.
شما باید بتوانید ارزشی به کاربر ارائه کنید که تمایلی به استفاده از خدمات مشابهی که رقبای شما ارائه میدهند نشان ندهد.

نداشتن تجربه کافی برای قیمت گذاری ۱۸%

قیمت گذاری موضوع بسیاری مهم است. شما باید بدانید کاربر حاضر است چه مقدار برای خدمت یا کالای شما هزینه کند.
قیمت در نظر گرفته شده باید بتواند علاوه بر جلب توجه و رضایت کاربر هزینه های شما را نیز پوشش دهد.

عدم تطابق محصول با نیاز کاربر ۱۷%

هنگامی که نتوانید نیاز کاربر را برطرف کنید و محصول شما تطابقی با نیاز کاربر هدف شما نداشته باشد مشتری جلب شما نمیشود یا سریعا مشتری خود را ازدست میدهید. در تمام مراحل ارائه و ارتقای محصول باید به نیاز و علایق کاربر خود توجه کنید. در غیر اینصورت با شکست مواجه خواهید شد.

نداشتن مدل کسب و کار ۱۷%

به نظر می رسد که بنیانگذاران موافقند که داشتن مدل کسب و کار مهم است. باید تا حدودی دید درستی به کسب و کارتان داشته باشید تا ازمسیر کلی منحرف نشوید. اما در عین حال مدل کسب و کار شما باید قابلیت انعطاف داشته باشد تا در مواقع لزوم بتوانید برخی از استراتژی های خود را تغییر دهید.

بازاریابی ضعیف ۱۴%

آشنایی با جامعه هدف مورد نظرتان و دانستن اینکه چگونه توجه آن ها را جلب کنید یکی از مهم ترین مهارت های کسب و کار موفق است. ناتوانی در جلب توجه بازار مشکلی مشترک در میان ۱۴% از بنیانگذاران استارتاپ هاست.

بی توجهی به بازخورد مشتری ۱۴%

نادیده گرفتن کاربران یک روش مطمئن برای شکست است! تونل ارتباطی مناسبی میان خود و کاربرانتان در نظر بگیرید که بتوانید در تمام مراحل و درباره تغییرات اعمال شده بازخوردهای لازم را دریافت کنید.

ارائه خدمات در زمان مناسب ۱۳%

اگر محصول خود را خیلی زودتر از زمانی که بازار به این محصول احساس نیاز کند، ارائه کنید، بازخورد مناسب را دریافت نخواهید کرد.
همچنین اگر زود نجنبید و محصول خود را دیر ارائه کنید، رقیبان از شما پیشی میگیرند و شما بازار موجود را از دست میدهید.

دلایل دیگری نیز برای شکست استارتاپ ها وجود دارد که به نسبت دلایل ذکر شده از اهمیت کمتری برخوردارند. در بخش دوم این مطلب به بررسی سایر دلایل شکست استارتاپ ها میپردازیم.

آیا من به شتابدهنده نیاز دارم؟

ارتباط شتابدهنده و استارت آپ ها

روند توسعه کسب و کار که به صورت خلاصه در اینجا آمده است تفاوتی جدی با دیگر کسب و کار های سنتی دارد. چرا که عدم قطعیت زیادی بر آن حاکم است. ما دقیقا نمیدانیم مشتریان ما چه چیزی میخواهند و چه برخوردی با محصولات مختلف خواهند داشت. تاریخ پر از از کسب و کارهایی با ایده هایی به ظاهر جذاب است که با استقبال مخاطبین خود مواجه نشده است.
همچنین افراد در ساخت محصول خود ممکن است با انواع مشکلات پیش بینی نشده مواجه شوند. پیدا کردن فردی که بتوانند از آن کمک مناسب بگیرند، میتواند بسیار سخت و زمان بر باشد. از این رو استارت آپ ها در طول مسیر خود مدام با این عدم قطعیت روبرو هستند.

آن ها دقیقا نمیدانند چه محصولی را ساخته، چگونه آن را توسعه دهند و به چه شکل به مشتریان خود عرضه کنند. اگر اکنون فکر میکنید که میدانید، تجربه نشان داده است شاید بهتر باشد کمی به خود شک کنید.

این عدم قطعیت مسیر را پر از سعی و خطاهای گوناگون خواهد کرد. مسلما رفع این عدم قطعیت نیازمند وقت و هزینه است. به همین خاطر ما این مسیر را مسیری پر خطر و طولانی می نامیم.

کاهش ریسک با شتابدهنده!

شتابدهنده ها برای کاهش ریسک و زمان مسیر، به وجود آمدند. آنها با پرداخت بخشی از هزینه مسیر به عنوان سرمایه بذری یا seed money و در اختیار قرار دادن فضای کار و امکانات اولیه سعی دارند بخشی از ریسک بنیانگذاران استارت آپ را برای خود بخرند. همچنین با ارائه تجربیات و آموزش ها و همراهی تیم ها سعی در شتاب دادن به روند حرکت آنها در این مسیر دارند.

حضور تیم ها در محیط شتابدهنده در کنار مربیان و دیگر تیم ها باعث میشود دید آنها بازتر گشته و مسائلی را بینند که قبلا توجهی به آن نداشته اند. با درک بهتری به مسیر ادامه داده و بسیاری از اشتباهاتی را که میتوان از آن ها پرهیز کرد را مرتکب نشوند.

در نهایت شتابدهنده ها به تیم ها کمک میکنند تا برای گسترش خود سرمایه لازم را جذب کنند. لازم به ذکر است به هیچ عنوان در هیچ کجای دنیا شتابدهنده ها تضمین کننده موفقیت شما نخواهند بود اما شانس آن را به مراتب افزایش می دهند.

مفاهیم اولیه درباره استارت آپ چیست؟

استارت آپ چیست؟

این روز ها خیلی ها از شروع استارت آپ خود صحبت میکنند بدون آنکه دقیقا بدانند استارت آپ چیست. بیشتر افراد احتمالا به خاطر ترجمه مستقیم لغت Start up فکر میکنند هر کاری که تازه شروع شود استارت آپ است. عده ای نیز میگویند استارت آپ مرحله اولیه از یک کسب و کار است. عده ای هم هر کسب و کار اینترنتی را استارت آپ می دانند. ما اینجا قصد نقد این تعاریف را نداریم بلکه چند نکته را در راه اندازی کسب و کار استارت آپی یادآور می شویم.

هر استارت آپی در برهه ای از رشد خود نیازمند جذب سرمایه است. معمولا سرمایه گذاران این قبیل کسب و کارها، سرمایه گذاران خطرپذیر یا VC ها هستند. این کسب و کارها باید برای سرمایه گذاران خطر پذیر جذاب باشد و این امر لزوما ربطی به موضوع فعالیت ما ندارد. شاید ما بتوانیم هر حوزه ای از فعالیت را جوری طراحی کنیم که از لحاظ سرمایه گذاری جذابیت پیدا کند. در حقیقت مدل کسب و کار ما اهمیت دارد نه موضوع کسب و کار ما و برای داشتن یک مدل کسب و کار مناسب موارد زیر باید رعایت شود:

  • اندازه بازار

معمولا در کشور های توسعه یافته سرمایه گذاران به سمت استارت آپ هایی میروند که اولا بازار جهانی را نشانه رفته باشند و ثانیا اندازه بازار جهانی آن بیش از پنجاه میلیارد دلار (۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰$) در سال باشد. البته در ایران سطح توقع بسیار پایین تر است اما در هرصورت لازم است شروع کننده های کسب و کار به بازار هایی بزرگ فکر کنند.

  • گسترش پذیری

اگر قرار است یک استارت آپ به بازار های بزرگ و حتی جهانی گسترش یابد لازم است بتواند این کار را به سادگی و با کمترین هزینه انجام دهد. در حقیقت مفهوم گسترش پذیری بدان معناست که با رشد مشتریان کسب و کار، هزینه های آن بسیار کمتر افزایش یابد. به عنوان مثال کسب و کارهایی که نیاز به انبار، تدارکات سنگین یا دفاتر فیزیکی و کارمندان زیادی هستند از گسترش پذیری کمتری برخوردار هستند، در مقابل کسب و کارهایی که صرفا خدمات اینترنتی ارائه میکنند گسترش پذیری به شدت بیشتری دارند.

  • تکرار پذیری

تکرار پذیری به این معناست که زمانی که ما یک مشتری را به کسب و کار خود جذب میکنیم این فرد در دفعات مختلف با ما درگیر باشد. مثلا ما روزی چندین مرتبه به شبکه های اجتماعی سر میزنیم یا ممکن است هر روز یا روزی چند بار از اسنپ استفاده کنیم اما در مقابل اگر ما یک چیز را میفروشیم، مشتری یک بار آن را می خرد و تا مدتها دیگر با ما کاری ندارد.

  • دانش بنیان

در حقیقت ما معمولا استارت آپ ها را با نام دانش بنیان میشناسیم و شاید دلیل آن این است که اولین بار در جهان استارت آپ ها پدید آمدند تا علم تولید شده در مراکز علمی را به کسب و کار تبدیل کنند و بنیانی بر مبنای دانشی نوین و نو آورانه داشته باشند این دانش میتواند سخت افزاری، نرم افزاری یا حتی مدیریتی باشد و اهمیت آن به خاطر این است که ورود رقبا را به بازار شما بسیار سخت تر خواهد کرد.

 

 

 

 

نام استارتاپ

چگونه نام مناسب استارتاپ خود را انتخاب کنیم؟

چطور برای استارتاپ خود یک نام مناسب انتخاب کنیم؟

انتخاب نام استارتاپ می‌تواند بخشی مهم از موفقیت آن را تضمین کند. نامی نامناسب که مشتریان بالقوه نتوانند ارتباط خوبی با آن برقرار کنند می‌تواند برای یک مجموعه‌ی نوپا مشکل‌ساز شود.

▪️ از انتخاب نام‌هایی که املای فارسی یا انگلیسی‌شان سخت است پرهیز کنید.

▪️ نامی که کسب‌وکار شما را محدود کند انتخاب نکنید.

▪️ از جستجوی اینترنتی در روند انتخاب اسم بهره بگیرید.

▪️ دامین دات‌کام خود را ثبت کنید.

▪️ بهتر است نام پیشنهادی یک معنی مرتبط با حوزه‌ی کاری مجموعه داشته باشد.

▪️ به دنبال اسامی ثبت شده نباشید.

▪️ نام پیشنهادی را از جنبه‌های مختلف ارزیابی کنید.

▪️ از دیگران بازخورد بگیرید.

▪️ عنوانی خوش‌آهنگ و قدرتمند انتخاب کنید.

▪️ از سرویس‌هایی که در انتخاب نام به شما کمک می‌کنند استفاده کنید.

▪️ مطمئن باشید نام پیشنهادی به مذاق خودتان خوش می‌آید.

شما به عنوان صاحب یا یکی از صاحبان کسب و کار، باید برای مدت قابل توجهی با نامی که برای شرکت انتخاب می‌کنید زندگی کنید. پس باید از اینکه از نام انتخاب شده راضی هستید، مطمئن شوید. در عین حال اطمینان حاصل کنید که عنوان انتخابی به قدر کافی در میان مشتریان نهایی‌تان هم جا می‌افتد. پس باید از ابتدا نام مناسبی را مد نظر قرار داده و برگزینید.

مطالعات بازار چیست؟

مطالعات بازار چیست؟

راه اندازی یک استارت آپ کمی به خرید یک خودرو شباهت دارد. همانطور که برای خرید یک خودرو مناسب ،مطالعه و تحقیقات الزامی می باشد؛ مطالعات و تحقیقات گسترده پیش از راه اندازی یک استارت آپ نیز ضروریست.
به بیانی ساده، مطالعه بازار فرایندی است که در آن یک استارت آپ از طریق جمع آوری اطلاعات به بازار مرتبط می شود.
مطالعات بازار مجموعه ای از اطلاعات است که درباره مصرف کنندگان، رقبا و اثر بخشی برنامه های بازاریابی جمع آوری و تحلیل شده است. مطالعات بازار تنها برای استارت آپ ها و کسب و کار های نوپا پراهمیت نیست، بلکه برای کسب و کار های دیگر نیز در جهت رسیدن به سود بیشتر امری ضروری به نظر می رسد. این اطلاعات دقیق راجع به بازار هدف، مشتریان و میزان رقابت در بازار، در کنار تجربه و دانش مدیران برای تصمیمات درست و موثر حیاتی بشمار می آیند.

پرسش های اساسی که در مطالعات بازار به دنبال پاسخ دادن به آنها هستیم شامل موارد زیر هستند:

-مشتریان شما چه کسانی هستند؟
-وضعیت سن،شغل،درآمد،میزان درآمد،سطح تحصیلات و سبک زندگی آنها چگونه است؟
آنها در حال حاضر چه کالا یا خدماتی را می خرند؟
-مشتریان چه عادات خریدی دارند؟
-چه میزان از کالا یا خدمت مربوطه خریداری می کنند؟
-عرضه کننده مورد علاقه آنها،کدام است؟
-پرطرفدارترین خصوصیت کالا یا خدمت مورد نظر چیست؟
-چرا این کالا یا خدمت را خریداری می کنند؟

چرا باید از شما خریداری کنند؟ شما چه برتری هایی نسبت به عرضه کنندگان دیگر دارید؟ آیا این برتری ها کافی هستند؟

پاسخ دادن به همه ی این سوالات کار دشواری به نظر می رسد. اما منابع زیادی برای پاسخگویی به این سوالات در دسترس است. برای مثال می توان از نرم افزار هایی استفاده کرد که به صورت اختصاصی برای جمع آوری اطلاعات طراحی شده اند. همینطور می توان این اطلاعات را از شرکت هایی که قبلا مطالعات مشابهی انجام داده اند با هزینه ی پایین خریداری کرد. اما قطعا مطالعاتی که که خود بنگاه مورد نظر انجام می دهد از برتری هایی نسبت به انواع دیگر برخوردارند. همینطور می توان از رسانه های اجتماعی به عنوان بستری مناسب برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرد.