آیا من به شتابدهنده نیاز دارم؟

روند توسعه کسب و کار که به صورت خلاصه در اینجا آمده است تفاوتی جدی با دیگر کسب و کار های سنتی دارد چرا که عدم قطعیت زیادی بر آن حاکم است. ما دقیقا نمیدانیم مشتریان ما چه چیزی میخواهند و چه برخوردی با محصولات مختلف خواهند داشت. تاریخ پر از از کسب و کارهایی با ایده هایی به ظاهر جذاب است که با استقبال مخاطبین خود مواجه نشده است. همچنین افراد در ساخت محصول خود ممکن است با انواع مشکلات پیش بینی نشده مواجه شوند و پیدا کردن فردی که بتوانند از آن کمک مناسب بگیرند، میتواند بسیار سخت و زمان بر باشد. از این رو استارت آپ ها در طول مسیر خود مدام با این عدم قطعیت روبرو هستند که دقیقا نمیدانند چه محصولی را ساخته، چگونه آن را توسعه دهند و به چه شکل به مشتریان خود عرضه کنند و اگر اکنون فکر میکنید که میدانید، تجربه نشان داده است شاید بهتر باشد کمی به خود شک کنید.

این عدم قطعیت مسیر را پر از سعی و خطاهای گوناگون خواهد کرد که مسلما نیازمند وقت و هزینه است به همین خاطر ما این مسیر را مسیری پر خطر و طولانی می نامیم. شتابدهنده ها برای کاهش ریسک و زمان مسیر، به وجود آمدند. آنها با پرداخت بخشی از هزینه مسیر به عنوان سرمایه بذری یا seed money و در اختیار قرار دادن فضای کار و امکانات اولیه سعی دارند بخشی از ریسک بنیانگذاران استارت آپ را برای خود بخرند. همچنین با ارائه تجربیات و آموزش ها و همراهی تیم ها سعی در شتاب دادن به روند حرکت آنها در این مسیر دارند. حضور تیم ها در محیط شتابدهنده در کنار مربیان و دیگر تیم ها باعث میشود دید آنها بازتر گشته و مسائلی را بینند که قبلا توجهی به آن نداشته اند و با درک بهتری به مسیر ادامه داده و بسیاری از اشتباهاتی را که میتوان از آن ها پرهیز کرد را مرتکب نشوند و در نهایت شتابدهنده ها به تیم ها کمک میکنند تا برای گسترش خود سرمایه لازم را جذب کنند. لازم به ذکر است به هیچ عنوان در هیچ کجای دنیا شتابدهنده ها تضمین کننده موفقیت شما نخواهند بود اما شانس آن را به مراتب افزایش می دهند.

استارت آپ چیست ؟

این روز ها خیلی ها از شروع استارت آپ خود صحبت میکنند بدون آنکه دقیقا بدانند استارت آپ چیست. بیشتر افراد احتمالا به خاطر ترجمه مستقیم لغت Start up فکر میکنند هر کاری که تازه شروع شود استارت آپ است و یا عده ای میگویند استارت آپ مرحله اولیه از یک کسب و کار است و عده ای هم هر کسب و کار اینترنتی را استارت آپ می دانند. ما اینجا قصد نقد این تعاریف را نداریم بلکه چند نکته را در راه اندازی کسب و کار استارت آپی یادآور می شویم.

هر استارت آپی در برهه ای از رشد خود نیازمند جذب سرمایه است و معمولا سرمایه گذاران این قبیل کسب و کارها، سرمایه گذاران خطرپذیر یا VC ها هستند و این کسب و کارها باید برای سرمایه گذاران خطر پذیر جذاب باشد و این امر لزوما ربطی به موضوع فعالیت ما ندارد شاید ما بتوانیم هر حوزه ای از فعالیت را جوری طراحی کنیم که از لحاظ سرمایه گذاری جذابیت پیدا کند. در حقیقت مدل کسب و کار ما اهمیت دارد نه موضوع کسب و کار ما و برای داشتن یک مدل کسب و کار مناسب موارد زیر باید رعایت شود:

  • اندازه بازار: معمولا در کشور های توسعه یافته سرمایه گذاران به سمت استارت آپ هایی میروند که اولا بازار جهانی را نشانه رفته باشند و ثانیا اندازه بازار جهانی آن بیش از پنجاه میلیارد دلار (۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰$) در سال باشد. البته در ایران سطح توقع بسیار پایین تر است اما در هرصورت لازم است شروع کننده های کسب و کار به بازار هایی بزرگ فکر کنند.
  • گسترش پذیری: اگر قرار است یک استارت آپ به بازار های بزرگ و حتی جهانی گسترش یابد لازم است بتواند این کار را به سادگی و با کمترین هزینه انجام دهد. در حقیقت مفهوم گسترش پذیری بدان معناست که با رشد مشتریان کسب و کار، هزینه های آن بسیار کمتر افزایش یابد. به عنوان مثال کسب و کارهایی که نیاز به انبار، تدارکات سنگین یا دفاتر فیزیکی و کارمندان زیادی هستند از گسترش پذیری کمتری برخوردار هستند، در مقابل کسب و کارهایی که صرفا خدمات اینترنتی ارائه میکنند گسترش پذیری به شدت بیشتری دارند.
  • تکرار پذیری: تکرار پذیری به این معناست که زمانی که ما یک مشتری را به کسب و کار خود جذب میکنیم این فرد در دفعات مختلف با ما درگیر باشد. مثلا ما روزی چندین مرتبه به شبکه های اجتماعی سر میزنیم یا ممکن است هر روز یا روزی چند بار از اسنپ استفاده کنیم اما در مقابل اگر ما یک چیز را میفروشیم، مشتری یک بار آن را می خرد و تا مدتها دیگر با ما کاری ندارد.
  • دانش بنیان: در حقیقت ما معمولا استارت آپ ها را با نام دانش بنیان میشناسیم و شاید دلیل آن این است که اولین بار در جهان استارت آپ ها پدید آمدند تا علم تولید شده در مراکز علمی را به کسب و کار تبدیل کنند و بنیانی بر مبنای دانشی نوین و نو آورانه داشته باشند این دانش میتواند سخت افزاری، نرم افزاری یا حتی مدیریتی باشد و اهمیت آن به خاطر این است که ورود رقبا را به بازار شما بسیار سخت تر خواهد کرد.

 

 

 

 

چطور برای استارتاپ خود یک نام مناسب انتخاب کنیم؟

چطور برای استارتاپ خود یک نام مناسب انتخاب کنیم؟

انتخاب نام مناسب برای استارتاپ می‌تواند بخشی مهم از موفقیت آن را تضمین کند. نامی نامناسب که مشتریان بالقوه نتوانند ارتباط خوبی با آن برقرار کنند می‌تواند برای یک مجموعه‌ی نوپا مشکل‌ساز شود.

▪️ از انتخاب نام‌هایی که املای فارسی یا انگلیسی‌شان سخت است پرهیز کنید

▪️ نامی که کسب‌وکار شما را محدود کند انتخاب نکنید

▪️ از جستجوی اینترنتی در روند انتخاب اسم بهره بگیرید

▪️ دامین دات‌کام خود را ثبت کنید

▪️ بهتر است نام پیشنهادی یک معنی مرتبط با حوزه‌ی کاری مجموعه داشته باشد

▪️ به دنبال اسامی ثبت شده نباشید

▪️ نام پیشنهادی را از جنبه‌های مختلف ارزیابی کنید

▪️ از دیگران بازخورد بگیرید

▪️ عنوانی خوش‌آهنگ و قدرتمند انتخاب کنید

▪️ از سرویس‌هایی که در انتخاب نام به شما کمک می‌کنند استفاده کنید

▪️ مطمئن باشید نام پیشنهادی به مذاق خودتان خوش می‌آید

شما به عنوان صاحب یا یکی از صاحبان کسب و کار، باید برای مدت قابل توجهی با نامی که برای شرکت انتخاب می‌کنید زندگی کنید. پس باید از اینکه از نام انتخاب شده راضی باشید مطمئن شوید. در عین حال اطمینان حاصل کنید که عنوان انتخابی به قدر کافی در میان مشتریان نهایی‌تان هم جا می‌افتد. پس باید از ابتدا نام مناسبی را مد نظر قرار داده و برگزینید.

مطالعات بازار چیست؟

مطالعات بازار

راه اندازی یک استارت آپ کمی به خرید یک خودرو شباهت دارد.همانطور که برای خرید یک خودرو مناسب ،مطالعه و تحقیقات الزامی می باشد؛ مطالعات و تحقیقات گسترده پیش از راه اندازی یک استارت آپ نیز ضروریست.
به بیانی ساده، مطالعه بازار فرایندی است که در آن یک استارت آپ از طریق جمع آوری اطلاعات به بازار مرتبط می شود.
مطالعات بازار مجموعه ای از اطلاعات است که درباره مصرف کنندگان، رقبا و اثر بخشی برنامه های بازاریابی جمع آوری و تحلیل شده است. مطالعات بازار تنها برای استارت آپ ها و کسب و کار های نوپا، پراهمیت نیست بلکه برای کسب و کار های دیگر نیز در جهت رسیدن به سود بیشتر امری ضروری به نظر می رسد.این اطلاعات دقیق راجع به بازار هدف،مشتریان و میزان رقابت در بازار ،در کنار تجربه و دانش مدیران برای تصمیمات درست و موثر حیاتی بشمار می آیند.
پرسش های اساسی که در مطالعات بازار به دنبال پاسخ دادن به آنها هستیم شامل موارد زیر هستند:

-مشتریان شما چه کسانی هستند؟
-وضعیت سن،شغل،درآمد،میزان درآمد،سطح تحصیلات و سبک زندگی آنها چگونه است؟
آنها در حال حاضر چه کالا یا خدماتی را می خرند؟
-مشتریان چه عادات خریدی دارند؟
-چه میزان از کالا یا خدمت مربوطه خریداری می کنند؟
-عرضه کننده مورد علاقه آنها،کدام است؟
-پرطرفدارترین خصوصیت کالا یا خدمت مورد نظر چیست؟
-چرا این کالا یا خدمت را خریداری می کنند؟

چرا باید از شما خریداری کنند؟ شما چه برتری هایی نسبت به عرضه کنندگان دیگر دارید؟ آیا این برتری ها کافی هستند؟

پاسخ دادن به همه ی این سوالات کار دشواری به نظر می رسد اما اطلاعات زیادی در دسترس است. برای مثال می توان از نرم افزار هایی استفاده کرد که به صورت اختصاصی برای جمع آوری اطلاعات طراحی شده اند.همینطور می توان این اطلاعات را از شرکت هایی که قبلا مطالعات مشابهی انجام داده اند با هزینه ی پایین خریداری کرد،اما قطعا مطالعاتی که که خود بنگاه مورد نظر انجام می دهد از برتری هایی نسبت به انواع دیگر برخوردارند. همینطور می توان از رسانه های اجتماعی به عنوان بستری مناسب برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرد.