برنامه‌های شتابدهی سازمانی بر روی سازمان‌های ایرانی

بنابر گزارش Global Accelerator در سال ۲۰۱۶ میلادی برنامه‌های شتابدهی سازمانی (Corporate Accelerator Programs)  در سراسر جهان با بیش از ۲۰۶٫۷۴۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری در حدود ۱۱۳۰۵ استارتاپ ایجاد کرده است. نکته قابل توجه این است که این روند رو به افزایش است. برنامه‌های شتابدهی سازمانی معمولا با کمک شتابدهنده‌های سازمانی طراحی و اجرا می‌شوند. شتابدهی و شتابدهنده سازمانی بخشی از نظام نوآوری سازمان هستند بالاخص در حوزه نوآوری باز (Open Innovation).

فلسفه وجودی شتابدهنده‌های سازمانی، تنظیم جریان دانش از بیرون مرز سازمان به درون مرز سازمان و همچنین گسترش شبکه انسانی سازمان در میان نوآوران و کارآفرینان است. طبیعتاً این برنامه‌های شتابدهی زیر نظر یک سازمان شکل می‌گیرند و در بازه‌های زمانی مختلف اقدام به حمایت‌های مالی و غیرمالی از یک‌ سری افراد و شرکت‌های نوآور در راستای حل مسائل خودشان می کنند. پس می‌توان این گونه گفت یک برنامه شتابدهی سازمانی چند ویژگی مهم دارد:

  • یکی از بسترهای نرم تحقق نوآوری باز (جریان دانش بیرون سازمان به درون سازمان) است.
  • معمولا یک نهاد حقوقی، مالک آن است.
  • مسأله محور است یعنی در راستای حل مسائل سازمان با کمک گرفتن از منابع دانشی بیرون سازمانی (افراد نوآور و خلاق بیرونی) ایجاد می شود.
  • می تواند موقتی یا دائمی باشد اما طبیعتاً در چرخه‌های زمانی مختلف اقدام به جذب و شتابدهی ایده‌ها می کند.

برنامه‌های شتابدهی سازمانی را می توان از منظر میزان باز بودن نظام نوآوری در یک سازمان به دسته‌های زیر تقسیم‌بندی کرد:

 برنامه شنابدهی درون سازمانیبرنامه شتابدهی برون سازمانی
کاملاً باز——بصورت فراخوان عمومی و متشکل از نوآوران و افراد بیرون از سازمان انجام می‌شود.
نیمه بازبصورت فراخوان عمومی یا محدود و با ترکیبی از پرسنل سازمانی و افراد بیرونی انجام می‌شود.بصورت مشارکتی و با همکاری یک شتابدهنده بیرون سازمانی انجام می‌شود.

 

 

اما به منظور موفقیت برنامه‌های شتابدهی سازمانی در ایران، تمرکز بر روی چند نکته حیاتی است:

  1. سازمان‌های بزرگ به واسطه حجم کار و شیوه مدیریتی خود الزامات و استانداردهایی دارند که معمولاً با شیوه کار و نگاه یک تیم استارت‌آپی متفاوت است. به منظور خلق نوآوری در سازمان‌ها و موفقیت برنامه‌های شتابدهی سازمانی، به وجود آمدن زبان مشترک بین استارت‌آپ‌ها و سازمان‌ها ضروری است.
  2. با توجه به تفاوت ساختاری سرمایه‌گذاری‌های سنتی و شیوه‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر، سازمان‌ها برای همکاری با استارت‌آپ‌ها باید بتوانند ملزومات این نوع از سرمایه‌گذاری را فراهم سازند. طول عمر بازگشت سرمایه در شیوه‌های خطرپذیر بین ۴ تا ۷ سال است و در عین حال که بازدهی سرمایه‌گذاری در نمونه‌های موفق استارت‌آپ‌ها بسیار بالاست، نرخ شکست این نوع سرمایه‌گذاری نیز بالاست. مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که در یک بازه ۱۰ ساله، ۷۳% از استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند اما ۲۷% باقی‌مانده سود‌های نجومی دارند، به طوری‌که در حال حاضر از بین ۱۰۰ شرکت ثروتمند دنیا، ۸۶ شرکت را استارت‌آپ‌ها و کمپانی‌های تکنولوژی محور تشکیل می‌دهند.
  3. مسأله بعدی اصلاح ساختارهای حقوقی است. قوانین فعلی در ایران در زمینه قراردادها، حقوق مالکیت فکری و همچنین قوانین بیمه و مالیات، بر اساس نیاز استارت‌آپ‌ها طراحی نشده‌اند. به همین دلیل سازمان‌ها به منظور ایجاد یک ارتباط طولانی مدت با استارت‌آپ‌ها به طوری که هم از منافع خودشان و هم ازمنافع استارت‌آپ‌ها محافظت شود، می‌بایست زیرساخت‌های حقوقی خود را بهینه نمایند.
  4. ایجاد ارتباط سازنده و مستمر با دانشگاه‌ها و همچنین جوامع استارت‌آپی نیز از مسائل حیاتی است. مطالعات نشان می‌دهد که یکی از بزرگترین مواردی که به موفقیت استارت‌آپ‌ها می‌انجامد، وجود یک تیم منسجم، توانمند و با انگیزه است. با توجه به نرخ بالای شکست استارت‌آپ‌ها، سازمان‌ها به منظور کاهش ریسک خود می‌بایست در طی یک فرآیند ارتباطی سازنده با دانشگاه‌ها و جوامع استارت‌آپی نسبت به یافتن بهترین تیم‌ها مبادرت ورزند.

کشور ما با یک جمعیت جوان ۸۰ میلیونی و وجود فرصت‌های بسیار منحصر به فرد، این ظرفیت را دارد که با بکارگیری شیوه‌های نوین نوآوری سازمانی، نسل جدیدی از کمپانی‌ها را ایجاد کند که نه تنها در بازار ایران بلکه در بازارهای بین المللی تأثیرات جدی به جای بگذارد.

 

 

مصطفی امینی

مشاور نوآوری و کسب و کارهای دیجیتال

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *