سازمان‌های بزرگ برای باقی ماندن در صحنه رقابت به نوآوری نیاز دارند، حتی می توان اینگونه گفت که شرط لازم برای بقای سازمانها، نوآوریست. چه تولید یک محصول جدید، چه حل کردن یک مشکل داخلی و چه تغییر استراتژی‌های یک دپارتمان خاص همگی به روش‌هایی جدید و بهینه نیاز دارد. بر اساس تحقیقات اخیر شرکت مکنزی (بزرگترین شرکت مشاوره کسب و کار در دنیا) بر روی شاخص ) S&P 500مخفف عبارت Standard and Poor’s index فهرستی است از ۵۰۰ سهام برتر در بازار بورس سهام نیویورک و نزدک)،  چرخه عمر این شرکت ها در سال ۱۹۵۸ به ۶۱ سال می‌رسید، این در حالی است که در سال ۲۰۱۷ این چرخه عمر به کم‍تر از ۱۸ سال نزول کرده است. طبق گفته‌های مکنزی ۷۵ درصد از شرکت‌های موجود در این لیست تا سال ۲۰۲۷ “محو” می شوند و علت اصلی آن عدم همگام بودن شرکت با تغییرات دنیا می‌باشد. از شرکت‌های این لیست می‌توان به Alphabet  )شرکت مادر کمپانی Google)، AT&T، Adobe، Apple و … اشاره کرد.

آمار فوق، اهمیت نوآوری در سازمان‌ها را به وضوح نشان می‌دهد. اما چگونه می‌توان زمینه نوآوری را در یک سازمان ایجاد کرد؟ در دنیا روش‌های مختلف نوآوری سازمانی وجود دارد و هر سازمانی باید بر اساس نیازها و منابع خود یکی از این روش‌ها را استفاده نماید:

  1. تحقیق و توسعه (R&D): یکی از معمول‌ترین روش‌های نوآوری سازمانی، تحقیق و توسعه می‌باشد. این روش به صورتی است که یک تیم به طور اختصاصی وظایف تحقیق و طراحی یک محصول یا فرآیند جدید، تغییر محصول یا فرآیند های حاضر، تعیین استراتژی های کلان و خرد برای شرکت و همکاری با بخش‌ها و دپارتمان‌های یک شرکت برای انجام پروژه‌های پیش رو را به عهده دارد. در این روش یک تیم واحد مشغول انجام کلیه این فعالیت‌هاست و معمولا مشکلاتی از قبیل هزینه‌های مالی و زمانی بالا برای تحقیقات، عدم توانایی تیم در تمرکز بر روی چند مسأله و محدود بودن تنوع راه‌حل‌ها اشاره کرد. این روش معمولاً در شرکت‌هایی که مشکلات واضح‌تری دارند، راهکار مناسبی است.
  2. سرمایه گذاری خطر پذیر(Venture Capital): تاریخچه سرمایه گذاری خطر پذیر در دنیا به بعد از جنگ جهانی دوم باز می گردد. زمانی که جرج دریوت (پدر سرمایه‌گذاری خطرپذیر) به همراه رالف فلندرز و کارل کامپتون (رییس سابق دانشگاه ام.آی.تی)، شرکت ARDC را به قصد تشویق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری بر روی کسب و کارهای سربازان برگشته از جنگ جهانی دوم، تأسیس کردند. در این مسیر نوآوری، سازمان‌ها خود به توسعه راه‌حل برای مشکلاتشان نمی‌پردازند، بلکه بر روی تیم‌ها یا شرکت‌های کوچک‌تری که مشغول به خلق محصول یا خدمت جدیدی هستند سرمایه‌گذاری می کنند و در صورت موفقیت این تیم‌ها، راه حل تولید شده در نهایت به نوآوری در آن سازمان سرمایه‌گذار منجر خواهد گردید. همانطور که از نام این روش پیداست، احتمال شکست در این نوع از سرمایه‌گذاری‌ها بالاست، اما در صورت موفقیت معمولاً بازدهی سرمایه‌گذاری اعدادی نجومی خواهد بود.
  3. شتابدهی سازمانی: در این شیوه معمولاً سازمان‌ها لیستی از چالش‌های تکنولوژیکی خود را تهیه می‌کنند و برای حل آنها با ارائه حمایت‌های مشخص، از استارت‌آپ‌ها دعوت به همکاری می‌نمایند. شتابدهی سازمانی می تواند در قالب اجرای یک برنامه شتابدهی شخصی‌سازی شده توسط یک شتابدهنده برای آن سازمان پیاده شود و یا با برگزاری رویدادهای ارائه وارونه (Reverse Pitch) استارت آپ‌ها بر روی حل آن چالش‌ها به رقابت بپردازند. شتابدهی سازمانی به نسبت سرمایه‌گذاری خطر پذیر، تیم‌های نوآور را در مراحل ابتدایی‌تری به کار می‌گیرند و به همین دلیل مبلغ سرمایه‌گذاری کمتر و ریسک آن نیز بالاتر خواهد بود. تیم‌هایی که با موفقیت، محصول یا خدمت جدیدی خلق می‌کنند یا به صورت ادغام و تملک (Merger and Acquisition) به داخل سازمان‌ها راه یافته و یا از طریق سرمایه‌گذاری مراحل بعدی حمایت می شوند.

در ایران نیز با ظهور تکنولوژی‌ها و استارتاپ‌های جدید، نیاز جدی به نوآوری سازمانی حس می شود و امید است شرکت‌های مختلف بتوانند با استفاده از هر یک از روش‌های نام برده به نوآوری در سازمان خود سرعت بخشند. زیرا که با توجه به ظرفیت‌های بسیاری که در صنایع مختلف وجود دارد و نیز  با استفاده از نیروی کار جوان، خلاق و فعال موجود در اکوسیستم‌ کارآفرینی ایران، برداشتن گام‌هایی جدید در راستای ارتقای سطح نوآوری سازمان‌ها امکان‌پذیر به نظر می‌رسد.

 

سهند لواسانی، کارشناس تحقیق و توسعه شتابدهنده نوین‌تک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *